تبليغاتX
عشق یه طرفه... - برایت مینویسم...
آنکس که دوست میداری همه حقی بر تو دارد از جمله آنکه دوستت نداشته باشد.(رومان رول

غم دل با که بگویم؟

میخواهم برایت بنویسم اما مانده ام از چه بنویسم؟از تو که مرا بی رحمانه تنها گذاشتی یا از خودم که ساده و ب

 ریا دل به تو سپرده بودم.از تو بنویسم که قلبت از... بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟

 

امشب از چه بنویسم؟از دستهایت که مرا از خود دور کرد،یا از دستهایم که هر شب به سوی آسمان بلند میکنم و از خدا به دعا تو را میخواهم و اشکهایم را همسفر دعاهایم میکنم تا واسطه ی شفاعتم شوند؟

 

امشب از چه بنویسم؟از دلم که شکستی یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟آشنا شد اما خیلی زود رشته ی مهر گسست.از چه بنویسم؟از قلبی که مرا نخواست یا از قلبی که تو را خواست؟شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه شویم،تو را مقصر ندانند و بر زود باوری قلب من اتهام بزنند.شاید از اینکه زود دلبسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم به نوعی گناهکار شناخته شوم.نه...نه...شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود.

 

شاید از نظر تو دوست داشتن و عاشق شدن بی معناست اما وقتی حضورش را در قلبت حس کنی برایت معنای بودن،ماندن و خواستن را پیدا میکند.چه سود که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی... .

از من چه بدی دیده بودی که ترکم کردی و دل بر تنهاییم نسوزاندی؟بگو گناه قلب من چیست؟

 

ای کاش هرگز.... اما تو آمدی و در قلبم نشستی و معنای دل بستن را به من آموختی اما زود رفتی ، عهدمان را شکستی و دلم را به آتش کشیدی.

 

تنها مرهمی که بر زخم قلب و روحم دارم اشکهایی است که بی اختیار از دیدگانم روان است.تو گریستن را با رفتنت به من آموختی همانطور که لبخند را با آمدنت.

 

اما من هنوز منتظرم و انتظار باز آمدنت بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام است... .

هر چند که علت رفتنت را خوب میدانم اما هنوز به دنبال گناه خودم هستم.

 

او که مرا خلق کرد به چشمان تو فکر نمی کرد... افسوس... . 

 

                                                              دی ماه85

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 15:33  توسط معصومه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ رو واسه کسی مینویسم که حتی نمیخواست ازم خداحافظی کنه...و من هنوز با جرئت میگم دوستش دارم.

نوشته های پیشین
شهریور 1387
بهمن 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
یاسی جون
رها
دلیل زنده بودنم(مجید)
هم نفسم (مجيد)
بامداد تلخ
عشق یعنی همه چیز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM